گت بلاگز شجاع مجسمه خراسان مسابقه عکس خبری شجاع: مجسمه خراسان مسابقه عکس خبری
خانه اخبار سیاسی و اجتماعی اصلاح طلبان هر وقت می خواهند اعصاب اصولگرایان را به هم بریزند،رفراندوم را وسط می کشند / عباس عبدی

اصلاح طلبان هر وقت می خواهند اعصاب اصولگرایان را به هم بریزند،رفراندوم را وسط می کشند / عباس عبدی

سپتامبر 18, 2018 ۰ بازدید
اصلاح طلبان هر وقت می خواهند اعصاب اصولگرایان را به هم بریزند،رفراندوم را وسط می کشند / عباس عبدی

کلمه «رفراندوم» و «همه پرسی» جهت بخشی از اصولگرایان گویی که تبدیل به ناسزا شده است است و با شنیدن آن از کوره در می روند و اعصاب ارزش به هم می ریزد. اصلاح طلبان

اصلاح طلبان هر وقت می خواهند اعصاب اصولگرایان را به هم بریزند،رفراندوم را وسط می کشند / عباس عبدی

عباس عبدی:اصلاح طلبان هر وقت می خواهند اعصاب اصولگرایان را به هم بریزند،رفراندوم را وسط می کشند

عبارات مهم : قانون

کلمه «رفراندوم» و «همه پرسی» جهت بخشی از اصولگرایان گویی که تبدیل به ناسزا شده است است و با شنیدن آن از کوره در می روند و اعصاب ارزش به هم می ریزد. اصلاح طلبان و منتقدان نیز متوجه ماجرا هستند. هرگاه بخواهند حال طرف برابر را بگیرند و آنها را در موضع تدافعی قرار دهند، پیشنهاد رفراندوم می دهند!

اصلاح طلبان هر وقت می خواهند اعصاب اصولگرایان را به هم بریزند،رفراندوم را وسط می کشند / عباس عبدی

مشكل كجاست؟ مشكل اينجاست كه رفراندوم و همه پرسي به عنوان يك اصل در قانون اساسي پذيرفته شده است هست؛ حتي قانون اساسي موجود نيز به دليل راي مردم و گذاشته شدن به همه پرسي، اعتبار و مشروعيت يافته هست. بعد آیا مراجعه به آن تا اين حد حساسيت برانگيز شده است است؟ به طوري كه آن را شعاري براندازانه مي دانند!

همه پرسي به منزله پذيرش فصل الخطاب و داوري نهايي مردم در اداره امور كشور هست. اگر اين اصل و مفهوم را بپذيريم، در اين صورت در همه اموري كه دچار اختلاف مي شويم و با استفاده از سازوكار عادي نمي توانيم آن را حل كنيم، به اين مرجع مراجعه مي كنيم. نمونه روشن آن برگزيت يا همان سياست خروج بريتانيا از اتحاديه اروپا بود. جامعه بريتانيا از اين نظر به دو گروه متضاد تبديل شده است بود.

کلمه «رفراندوم» و «همه پرسی» جهت بخشی از اصولگرایان گویی که تبدیل به ناسزا شده است است و با شنیدن آن از کوره در می روند و اعصاب ارزش به هم می ریزد. اصلاح طلبان

با چنين تضادي امكان ادامه سياست هاي جاري وجود نداشت؛ لذا تصميم گيري را به مرجع نهايي كه مردم است احاله دادند. و البته همه مي دانستند كه تعداد طرفداران دو طرف نزديك به هم هستند، و الا اگر از ابتدا 30 به 70 بودند، اصولا گروه 30 درصدي و اقليت، درخواست همه پرسي نمي كردند. ولي چون مي دانستند كه طرفين در وضعيت 50-50 هستند به افكار عمومي مراجعه كردند و خروج از اتحاديه اروپا راي آورد و نخست وزير نيز بلافاصله استعفا داد.

در آنجا نسبت به اصل مرجعيت آراي عمومي اختلاف نظري وجود ندارد، بعد به راحتي و با طيب خاطر به همه پرسي مراجعه مي كنند. همه پرسي چماقي عليه يكديگر نيست و هيچ طرف ترسي از آن ندارد بلكه برعكس خواهان برطرف اختلافات از طريق آن هستند. اگر در همه موارد همه پرسي نمي كنند به دليل سخت و پرهزينه بودن آن هست، و الا اگر مي توانستند مثل سوييس عمل كنند، در مباحث بيشتري همه پرسي مي كردند.

به جز پذيرش اصل مرجعيت و فصل الخطاب بودن مردم، برخي شروط و مقدمات ديگر نيز براي ارجاع به رفراندوم مورد نیاز هست. آزادي رسانه ها و بحث و گفت وگوي آزاد و براق راجع به مسائل، داشتن ساختار حزبي مناسب، وجود نظام راي گيري كاملا سالم و بدون اشكال نيز لازمه ارجاع به همه پرسي هست. ولي در ايران تاكنون مهم ترين تصميمات نيز بدون استفاده از اين سازوكار اتخاذ شده است هست. پذيرش قطعنامه 598، تفسير اصل 44 قانون اساسي، پرداخت يارانه ها، توافق برجام را اگر مهم ترين تصميمات در سال هاي بعد از انقلاب بدانيم، حتي به فرآيند بحث و گفت وگوي عمومي و جدي نيز وارد نشدند. بعد مفهوم اصل «همه پرسي» موجود در قانون اساسي ما چيست؟

اصلاح طلبان هر وقت می خواهند اعصاب اصولگرایان را به هم بریزند،رفراندوم را وسط می کشند / عباس عبدی

مطابق قاعده معنايش همان است كه عرف از آن استنباط مي كند؛ همان كه در همه جا به همان معنا برداشت مي شود، يعني پذيرش مرجعيت مردم در امور حكومت. آنان كه اين اصل را در قانون اساسي قرار دادند طبعا همين برداشت را داشتند و گمان نمي كردند روزي برسد كه مرجعيت مردم مورد پرسش شود. پذيرش اين فرض تبعاتي دارد و اينكه بدون نياز به ارجاع مستقيم به نظر مردم، حتي المقدور مطابق نظر آنان عمل شود. در واقع اگر انتخابات واقعي باشد، نياز چنداني به تشكيك در فلسفه «همه پرسي» نخواهد بود. ولي اگر فرآيند از بین بردن و تعيين صلاحيت وارد ماجرا و انتخابات عملا دو مرحله اي شد،

شكاف عميقي ميان خواست مردم و قدرت به وجود مي آيد و از اين مرحله «همه پرسي» تغيير مفهوم و كاركرد مي دهد و چون تغيير مفهوم پيدا مي كند دفاع از آن، براي تعيين نظر مردم نسبت به مباحث جاري اداره كشور نخواهد بود، بلكه طرح آن براي دفاع از اصل حاكميت مردم است و به همين دليل هم مخالفان اصل حاكميت مردم، با طرح «همه پرسي» از سوي اصلاح طلبان مخالفت مي كنند. از اين مرحله به بعد «همه پرسي» موضوعيت دارد و دفاع از انجام آن نه براي تعيين نظر مردم راجع به موضوعي خاص هست، بلكه براي احترام و پذيرش اصل حاكميت مردم است.

کلمه «رفراندوم» و «همه پرسی» جهت بخشی از اصولگرایان گویی که تبدیل به ناسزا شده است است و با شنیدن آن از کوره در می روند و اعصاب ارزش به هم می ریزد. اصلاح طلبان

با اين توضيحات آيا امكان دارد كه پيشنهاد «همه پرسي» در ايران به مرحله عمل در آيد؟ پاسخ بنده در شرايط موجود خير هست. زيرا تنها موضوعي كه مي تواند و بايد به همه پرسي گذاشته شود، نحوه واکنش‌ها و نظارت به عنوان نمونه استصوابي شوراي نگهبان در رد و تاييد صلاحيت ها است.

هيچ عنوان ديگري در وضع موجود ظرفيت همه پرسي را ندارد، ولي در اين مورد نيز نتيجه از پيش روشن است كه پذيرش همه پرسي از سوي صاحبان قدرت در اين باره تناقض دارد. زيرا اگر طرفداران اين نوع از بین بردن استصوابي بپذيرند كه مردم صاحب صلاحيت نهايي هستند و حق دارند راجع به نظارت استصوابي نظر دهند، در اين صورت و پيشاپيش منطق اينگونه تاييد ورد صلاحيت ها را رد كرده اند و واکنش‌ها خود را اصلاح مي كنند طبعا نيازي هم به همه پرسي نخواهد شد و اگر همچنان اصل حاكميت مردم را نپذيرند زير بار همه پرسي هم نخواهند رفت.

اصلاح طلبان هر وقت می خواهند اعصاب اصولگرایان را به هم بریزند،رفراندوم را وسط می کشند / عباس عبدی

پس در نهايت چه خواهد شد؟ براي تن دادن طرف برابر به پذيرش حضور ديگران در ساخت قدرت و اصل حاكميت مردم، تحقق موازنه قواي اجتماعي مورد نیاز است و هنگامي كه چنين امري محقق شود، بدون نياز به همه پرسي، در نحوه تعيين صلاحيت ها تجديدنظر اساسي خواهند كرد و هنگامي كه نامزدهاي نمايندگي در رياست جمهوري و مجلس، اكثريت قاطع جامعه را پوشش دهند و نمايندگي كنند، تازه متوجه خواهيم شد كه چه موضوعاتي مورد نیاز است كه براي نظرخواهي از مردم به همه پرسي گذاشته شود.

پيش از رسيدن به اين مرحله، صحبت كردن جدي از همه پرسي بي مورد هست. فقط براي ترساندن مخالفان حاكميت مردم مناسب هست؛ البته در شرايط كنوني نقشي اثرگذار در برجسته كردن موازنه قواي اجتماعي و مشروعيت زدايي از مخالفان حاكميت مردم دارد.

اعتماد/ عباس عبدی

واژه های کلیدی: قانون | اصلاح طلبان | قانون اساسي | اخبار سیاسی و اجتماعی