شجاع مجسمه خراسان مسابقه عکس خبری

شجاع: مجسمه خراسان مسابقه عکس خبری

گت بلاگز اخبار اجتماعی خشونت یا محافظت؟!

بعضی رفتارها نا آگاهانه بر پیکر جامعه ضربه وارد می‌کند؛ گاهی رفتارهای روزانه و معمولی که افراد دارند، خشونت علیه زنان هست؛ یک روانشناس می‌گوید خشونت علیه زنان پ

خشونت یا محافظت؟!

خشونت یا محافظت؟!

عبارات مهم : خشونت

بعضی رفتارها نا آگاهانه بر پیکر جامعه ضربه وارد می کند؛ گاهی رفتارهای روزانه و معمولی که افراد دارند، خشونت علیه زنان هست؛ یک روانشناس می گوید خشونت علیه زنان پدیده ای است که در بسیاری موارد از نظر عاملان آن خشونت محسوب نمی شود بلکه شیوه ای از محافظت و کنترل است.

به گزارش ایسنا، گاهی جایگاه معنایی کلمات جهت بعضی مشخص نیست و کلمات به اشتباه استفاده می شوند؛ واکنش‌ها ما بر مبنای آن کلمات شکل می گیرد و این عنوان در نهایت آگاهانه و یا نا آگاهانه بر پیکر جامعه ضربه های مهلکی می زند؛ به عنوان نمونه پدر یا مادری به زعم خود قصد محافظت از فرزندشان را دارند و در این راستا با او رفتاری می کنند که در واقع یک خشونت محسوب می شود.

خشونت یا محافظت؟!

در این روزهای نارنجی که بسیاری از کبودی و سیاهی زیر چشم سخن می گویند بد نیست از انواع دیگر خشونت، زیاد صحبت به میان آوریم؛ خشونت هایی که در ظاهر شاید خشونت به حساب نیایند؛ خشونت هایی که کمتر دیده می شوند و اثر آن ها بسیار عمیق هست. خشونت هایی که بعضی زنان را به انسان هایی وابسته تبدیل می کند؛ خشونت هایی که گاه از سوی خود زنان بر این جامعه وارد می شود.

اما در رابطه با این عنوان با نام های مستعار تجربه ها و صحبت های چند نفر را در این گزارش خواهم آورد؛ زهرا زن جوانی است که از تجربه دوران نوجوانی اش می گوید: من در یک مسابقه موفق شده است بودم رتبه کسب کنم، از کودکی جهت بیرون رفتن باید از پدرم و یا برادرم اجازه می گرفتم این عنوان جهت ما عادی بود؛ هنگامی که این موفقیت را کسب کردم و برادرم به من اجازه نداد به مراسم تقدیر بروم بسیار ناراحت شدم و من هنوز که هنوز است این خاطره تلخ را فراموش نکرده ام. شکوفه می گوید: به نظر من این امر کاملا عادی است که مادرها پسران ارزش را زیاد از دختران خود تحویل می گیرند، شکوفه در حالی که می خندد صحبتش را این گونه ادامه می دهد: نمی دانم شاید خودِ من هم اگر پسری داشته باشم زیاد از دخترم به او توجه کنم. فاطمه ولی تفاوت گذاشتن بین دختر و پسر را به هیچ عنوان امری طبیعی و عادی نمی داند، او اعتقاد است بسیاری از این نوع پرسشها به علت جو مردسالارانه حاکم بر خانواده یا جامعه هست؛ که حتی باعث شده است خودِ زنان آن را بپذیرند.

بعضی رفتارها نا آگاهانه بر پیکر جامعه ضربه وارد می‌کند؛ گاهی رفتارهای روزانه و معمولی که افراد دارند، خشونت علیه زنان هست؛ یک روانشناس می‌گوید خشونت علیه زنان پ

یک مادر و دختر هم سوژه من جهت پاسخ به سوالاتم شدند؛ زن مسن می گوید: «من پسر و دخترم را به یک اندازه دوست دارم؛ اصلا جهت من چه فرقی می کنند؟» از دخترش می پرسم آیا به اندازه برادرش حق گزینش داشته هست؛ پاسخ می دهد: «نه! ببینید بعضی چیزها هنگامی که به زبان می آید شبیه فیلم های هندی می شود، غیرباور؛ دور از انتظار و شاید اغراق؛ ولی واقعیت این است که دختران دائما کنترل می شوند، زیر ذره بین هستند؛ درست است پدر و مادرم دختر و پسرشان را به یک اندازه دوست دارند، منکر این عنوان نیستم ولی رفتارشان روی من کنترل بیشتری داشته؛ هنگامی که ساعت 8 شب به منزل می آیم حتما از من می پرسند کجا بوده ام ولی برادرم تا هر ساعتی بیرون باشد برایشان مهم نیست؛ واکنش‌ها و تصمیمات من در نهایت باید از یک فیلتر بگذرد و منطق آن ها این است که من دختر هستم! البته فکر نکنید با خانواده ام مشکلی دارم این ها بسیار معمول است و در همه خانواده ها وجود دارد، در یک خانواده با شدت زیاد و در یک خانواده شدتش کمتر هست؛ ما با هم خوشبخت هستیم ولی این مباحث هم در خانواده ام جریان دارد و خودِ من فکر می کنم وقت زیادی می برد که این رفتارها اصلاح شود.»

ناهید مهروش روانشناس و فعال حقوق زنان در رابطه با مباحث مطرح شده است در گفت وگو با خبرنگار ایسنا عنوان می کند: خشونت علیه زنان پدیده ای است که در بسیاری موارد از نظر عاملان آن خشونت محسوب نمی شود بلکه شیوه ای از محافظت و کنترل هست. با این که محافظت های نادرست توانایی های ذاتی و طبیعی دختران و زنان را تحت تاثیر قرار داده و در عالی ترین حالت به آن ها “هویت زودرس” یا فرمایشی می بخشد و زنانی را رشد می دهد که از جنسیت خود و در نتیجه از زندگی خود ناراضی هستند.

وی اظهار می کند: تصویری که یک دختر یا پسر از خود می سازد و در شکل دهی هویت بسیار موثر است به شدت تحت تاثیر نقش های جنسیتی هست، نقش های جنسیتی، معیارهایی است که خانواده و اجتماع جهت تبدیل شدن فرزند خود به زن یا مرد مورد پسند جامعه به آنان می آموزند و یا تحمیل می کنند. خودپنداره دختران تحت تاثیر خانواده و جامعه معمولا مشمول بر تصاویری از ناتوانی و وابستگی است که به رشد هویت مستقل فردی در آنان لطمه می زند، از این رو زنان را از جهات متعدد وابسته به مرد و گاها سربار جامعه می سازد، بسیار می شنویم که «یک زن تنها نمی تواند….»

خشونت یا محافظت؟!

مهروش ادامه می دهد: ضمن این که تفاوت های زیستی و طبیعی زنان و مردان به علت آرایش کروموزمی آنان اجتناب ناپذیر است و پذیرش آن به منزله احترام به موجودیت هر یک از دو جنس است و با احترام می پذیریم که هر انسان، استعداد و توانایی منحصر به فردی دارد و جامعه موظف است فضای رشد و شکوفایی را جهت تک تک اعضای خود فراهم سازد. ولی آموزه های نادرست اجتماعی می گوید عالی ترین ها را در مردان بجویید! بنابراین با این مسئله نیز مواجه شده است ایم که خود زنان نیز هنگام مراجعه به پزشک، وکیل، استاد، نماینده و … مردان را ترجیح می دهند لیکن این خودباوری در آنان ایجاد نشده است که زنان هم می توانند به اندازه مردان، قوی، مستقل و قابل اعتماد باشند. این خشونت غیر ملموس از سمت زنان به زنان با هیچ انگاری و از بین بردن یکدیگر، کم و بیش مرسوم است.

این فعال حقوق زنان می گوید: از همین دست خشونت، نماینده زنی است که در مقام قانون گذار به تصویب قوانینی علیه زنان رای می دهد. در یک جامعه با تفکر مردسالار، اگر چند زن در بالای هرم قدرت قرار گیرند ممکن است تسلیم تفکر غالب شده، تصمیماتی را اتخاذ کنند که نگاه جنسیتی را قوت بخشد.

بعضی رفتارها نا آگاهانه بر پیکر جامعه ضربه وارد می‌کند؛ گاهی رفتارهای روزانه و معمولی که افراد دارند، خشونت علیه زنان هست؛ یک روانشناس می‌گوید خشونت علیه زنان پ

وی می افزاید: هم چنین مادری که بین دختر و پسر خود تبعیض می گذارد و پسر را در اولویت قرار می دهد، مادری که دختر را از دنبال کردن رویاها و اهداف مثبت به خاطر دختر بودن منع می کند، مادری که مانع پیشرفت نیست ولی دخترش را جهت نیل به موفقیت های مورد علاقه اش هر لحظه و همه جا همراهی می کند، مادری که شرط ورود دختر به دانشگاه را ازدواج قرار می دهد، مادری که به پسرش اجازه می دهد، زندگی دختر را مدیریت کند؛ معلمی که دختران را از شکوفایی باز می دارد و تنها نشانه زندگی یک زن را تشکیل خانواده و تربیت فرزند می داند، همه و همه دست اندرکار خشونت علیه زنان هستند چه بدانند و چه نا آگاهانه به آن عمل کنند.

همان گونه که این روانشناس در گفت وگو با ایسنا مطرح کرده هست، « خشونت علیه زنان در بسیاری موارد، از نظر عاملان آن خشونت محسوب نمی شود بلکه شیوه ای از محافظت و کنترل است» محافظت، مواظبت و کنترل نادرستی که بسیاری از خانواده ها آن را وظیفه خود می دانند و با شیوه نادرست ارزش تفکر وابستگی را غالب می کنند؛ حتی بسیاری از زنان اسیر این تفکر غالب شده است و خودباوری را از دست می دهند و در این خشونتِ علیه خودشان سهیم می شوند.

خشونت یا محافظت؟!

واژه های کلیدی: خشونت | کنترل | دختران | خانواده | اخبار اجتماعی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs